رشحات...

سلمانها درحالی که کافر بودند حرکتشان آنان را به رسول منتهی کرد!و زبیرها درحالی که با رسول بودند، رکودشان آنها را به کفر پیوند زد. (ع ص)

رشحات...

سلمانها درحالی که کافر بودند حرکتشان آنان را به رسول منتهی کرد!و زبیرها درحالی که با رسول بودند، رکودشان آنها را به کفر پیوند زد. (ع ص)

رشحات...

انسانی که "درونش" خالی باشد از خداوند
خواسته یا ناخواسته متوجه "بیرون" خواهد شد
وقتی متوجه بیرون شد، محو در "تکثر" خواهد شد
وقتی محو تکثر شد، مست "شهوات" خواهد شد
وقتی مست شهوات شد، از "راه" گم خواهد شد
وقتی از راه گم شد؛
تشخیص "حق و باطل" برایش دشوار خواهد شد

الهی! خالی از نورم مکن، دورم نکن...

.....................

دست بر نقصم زد و سالم شدم
بر در میخانه اش خادم شدم
گفت ساقی: خالص یک رنگ نه ای!
زین سخن لرزیدم و نادم شدم...

...................

قدم بر دیدگان حقیر بذارید در بخش حلقه معرفت مجازی!
لینکهای وبلاگ به معنای تایید محتوای آنها نیست !
اجرکم عندالله

...................

1- طلبه بودن به این نیست که اسمت
توی مرکز مدیریت ثبت باشه و شهریه بگیری!

2- میگن طلبه ها سرباز امام زمانند...
میگم طلبه ها اگه طلبه باشند، بله
وگرنه سربار امام زمانند!
و من الله توفیق
یهدی من یشاء الی صراط مستقیم

و طلبگی فقط به لباس نیست!
بلکه به نوکر واقعی بودنه...
یاعلی...
smm.hadielahi@gmail.com
( نادم )

پیوندها

خیلی خودمونی بگم خدمت دوستان بزرگوار

میدونید که در روایات اهمیت زیادی برای خوب سوال کردن و خوب گوش کردن وارد شده

چراکه بسیار راهگشا و کلیدیست...

به ذهنم رسید تو این فضا هم وظیفمو بتونم انجام بدم ان شاءالله... ( دعا کنید )

پس:

سوالهای اعتقادی

احکام

پرسشهای مذهبی و اخلاقی

شبهه هایی که در ذهن ها وجود داره

مشاوره جهت رسیدن به آرامش در زمینه سبک زندگی

نگرانیهای دوران های مختلف زندگی


خلاصه هر آنچه که دل تنگتان می خواهد را اینجا سوال کنید تا جوابش رو براتون بپرسم...

بله بپرسم...

سوالهاتون رو از اساتید حوزه و دانشگاه میپرسم

اونهایی رو هم که حقیر سراپاتقصیر بتونم با استفاده از قرآن کریم و معارف اهل بیت برسی کنم، خودم در خدمتتون هستم...

و البته از حضرت استاد حفظه الله ( از اساتید عارف و متخلق به آداب الهی در مشهد )


+ جوابشو هم همینجا مینوسیم براتون و اگه آدرس وبلاگ یا ایمیل هم بذارید، براتون فرستاده میشه

++ اگه صلاح دونستید سوال و جواب رو همینجا مینویسیم تا بقیه هم استفاده کنند...

+++ عجله نداشته باشید برای رسیدن به جواب به خاطر شلوغی سر حضرت استاد، بخاطر کمی وقت حقیر و به خاطر تمرین صبر...


تصویر از وبلاگ : fanoos313.blog


مطالب پس از انتشار در این بخش در وبلاگ جدید حقیر: http://halghe-maarefat.blog.ir/ به نمایش گذاشته میشه.


از بزرگوارانی که قدم بر دیدگان حقیر سراپاتقصیر در حلقه معرفت مجازی میگذارند و رونق بخش این فضا هستند بی نهایت متشکرم

ان شاءالله هممون نوکر خوبی برای ارباب باشیم...


ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین

التماس دعا

یاعلی...


نظرات (۳۳)

  • ذره ای از تبار نسیان
  • علیکم السلام و رحمه الله...
    خدا رو شکر..
    منتظر بنده باشید پس!
    پاسخ:
    و سلام علیکم و رحمةالله و برکاته...
    الحمدلله
    بله بله حتما، منت میذارید بر حقیر...
  • ترانه هستی
  • سلام
    چه قدر خوب که همچین پستی گذاشتین.
    من هم خودم سوال دارم و هم خیلی از همکارها سوال مطرح میکنن.
    اتفاقا از صبح که سر کار اومدم،یکی از همکارها بحثی رو راجع به حجاب و چادر داشت که هیچ جوری قانع نمیشد.
    خوبه همچین فضایی رو ساختین تا به همچین سواهایی جواب داده بشه.قطعا جواب شما و استاد میتونه شک و شبهات رو رفع کنه.
    نه مثل من که نمیتونم قانع کنم.
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ان شاءالله
    سوالتون رو مشخصا بنویسید
    در خدمت هستیم...
  • پیمان پورجبار
  • باسلام.
    نظر جنابعالی در مورد به همراه داشتن دعا های آویزی و اسامی الله متعال در هر حالتی حتی در دستشویی (بدون اینکه از لباس خارجشان کنیم و بدون نیت توهین یا بی احترامی)چیست؟
    پاسخ:
    علیکم السلام و رحمةالله
    بدون نیت هتک حرمت
    و بدون خارج کردن از لباس
    اشکال ندارد...

    البته اگر دعاهای آویز ، متبرک به نام خداوند متعال و نام ائمه معصومین علیهم السلام باشد، چنانچه مستقیما با بدن در تماس باشد در حالی که وضو نداشته باشیم، جایز نیست.
    پس باید در استفاده و تماس چنین گردنبندها و پلاکهایی که مستقیما اسماء متبرکه بر آنها حک شده است و با بدن تماس دارد، بدون داشتن وضو، مراقب باشیم که طرفی که نوشته دارد با بدن تماس نداشته باشد.
    انگشترهای متبرک به اسماء متبرکه و عقیق هم نباید در دست چپ باشد هنگام طهارت.

    توصیه: بهتر است در این مکانها این اسماء متبرکه برده نشود، هر چند با رعایت کردن شرایط بالا اشکالی ندارد...

    اجرکم عندالله
    التماس دعا...

  • ذره ای از تبار نسیان
  • سلام علیکم

    خدا حائل است بین انسان و قلبش یعنی چی؟
    مگه معنای حائل مانع نمیشه...
    میشه توضیح بدید.
    پاسخ:
    علیکم السلام و رحمة الله...

    سوال خیلی خوب، راهگشا، و بسیار بسیار قابل تامل! احسنت...
    از اونجایی که قراره خیلی راحت پاسخ رو بشنویم، خیلی خودمونی جواب رو مینویسم و از استفاده از تعابیر فلسفی و کلامی و... تا حد امکان صرف نظر میکنم ان شاءالله!

    در واقع این سوال شما به آیه 24 سوره انفال مربوط میشه:
     (( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ))
    اى کسانى که ایمان آورده‏اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامى که شما را به سوى چیزى مى‏خواند که شما را حیات مى‏بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل مى‏شود، و همه شما [در قیامت‏] نزد او گردآورى مى‏شوید!

    و محل بحث عبارت ان الله یحول بین المرء و قلبه هست
    در واقع قلب در اینجا همان جان آدمی ست، نه قلبی که در بدن انسان وجود دارد!
    منظور از قلب همان انسانیت انسان است، همان چیزی که اون رو از سایر مخلوقات مجزا میکنه!
    در واقع همان گوهر مجرد ملکوتی!
    پس در اینجا قلب به معنای همان چیزی است که ادارکات باطنی به اون برمیگرده، مثل ترس و امید و بغض و حسد و...
    امیرالمونین علی علیه السلام میفرمایند قلب ظرف است، و بهترین قلبها ظرفیست که معارف الهی و نیتهای خیر را در خود نگه می دارد.
    و منظور از مرء یعنی مرد، اینجا مرد به نمایندگی از مرد و زن مطرح است، همین جسم دنیایی ما انسانها.

    خب خدا حائل بین این دو مفهوم می باشد.
    مشخصا حائل بین دو چیز، نزدیکتر است به هر کدام از آنها.
    خداوند کریم از این تمثیل و تشبیه زیبا استفاده نموده تا به مفهوم نزدیکی خودش نسبت به انسانها برسیم.
    یعنی من از روح و جان شما به جسم شما هم نزدیکتر هستم!
    لذاست که در جایی میفرماید حتی نزدیکتر از رگ گردن (قلب) به انسان است!

    پس معلوم شد این حائل شدن به معنای حائل شدن جسمی نیست!
    خب پس خداوند کریم هر آن می تواند اراده کند و ارتباط به ین این دو چیز را قطع کند، به وسیله مرگ جسمانی.

    اما نکته قابل تامل و مهم و نتیجه اصلی این بحث اینه که:
    خدای تبارک و تعالی میخواهد مفهوم حاکمیت، سلطه و احاطه مطلق خودش رو بر انسانها به آنها متذکر شود...
    همینطور که میدونید الله کلمه ایست که تمام صفات خداوند تبارک و تعالی رو در خودش داره.
    پس الله حائل است، یعنی آی بنده من!
    نفس کشیدنت به امر منه، راه رفتنت، غذا خوردنت!
    حرف زدنت، خندیدنت، خلاصه تمام اعمال ریز و درشتی که انجام میدی، چه خوب و چه بد همه و همه با اجازه من انجام میشه!
    یعنی بنده من! اصل وجودت، نفست، روحت، قلبت! جانت! خلاصه همه همه رو من خلق کردم
    از تمام افکارت هم با خبرم! از نیتهای قلبیت و تمام ذهنیتهایی که داری!
    پس بدون من عالمم، من شاهدم، من ناظرم!
    اولا یعلمون ان الله یعلم ما یسرون و ما یعلنون؟
    بدون که اون لحظه ای که قرار از این دنیا ببرمت رو نمیدونی! نمیدونی در حال کار خیر هستی یا در حال گناه!
    پس به هوش باش و مراقب باش دست از پا خطا نکنی! یا اگه کردی سریع توبه کنی و جبران...

    چه قشنگ گفت امام خمینی عزیز: عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنید...

    حائل شدن خداوند بین انسان و قلبش، یعنی احاطه و سلطه تمام کمال او نسبت به انسان

    اگر در این باره سوالی بود حتما به اندازه توان در خدمت هستم!
    التماس دعا
    یاعلی...

  • ذره ای از تبار نسیان
  • چه تعبیر لطیفی خداوند به کار برده برای نشان دادن این نزدیکی..

    یادم نیست این جمله از چه معصومی بود که فرمودن: ما اونها رو از تک تک صادره هاشون می شناسیم.
    این خیلی شیرینه...که خداوند تمام احساسات تو رو حس میکنه و معرفت مطلق بر آدمی داره..

    اگه هر دمی که میاد دقت بشه به اینکه خدا این دم رو به من داده و خدا میدونه من الان چه حالی دارم، و خدا میدونه به چی فکر میکنم و و و...
    فکر نمیکنم جایی برای دلتنگی بمونه...جایی برای حس تلخ درک نشدن..

    ممنونم بابت پاسخ.
    پاسخ:
    بله
    خیلی شیرین
    و خیلی حساس و قابل توجه!

    وقتی دقت کنیم و به علت این معرفت گناه نکنیم به هر طریقی
    اون وقته که این دلتنگی و این حس تلخ درک نشدن! به معنای واقعی بروز میکنه

    و انسان به حقیقت این که فرمودند از خداییم و با خداییم و به سمت خدا میرویم
    یعنی اینکه همواره در محضر هستیم رو به شکل یقینی درک میکنیم ان شاءالله
    و این است که اولیای خدا در این دنیا مراتبی از برزخ و آخرت را میفهمند به گونه ای که با برزو جمال خداوند متعال در این دنیا مواجه اند...
    لذاست که دست از پا خطا نمیکنند....
    و نقطه مقابل این قضیه غفلت و سردرگمی در لهو و لعبهای دنیا و عین به خبری و بی معرفتی!

    سلامت باشید
    اجرکم عندالله...

  • پیمان پورجبار
  • با سلام دوباره.با اینکه بزرگترین اسرار مرگ است اما چون شما را اهل علم یافتم درمورد بازگشت انسان به این دنیا پس از مرگ برای جبران زندگی قبلی (به اذن خداوند) از شما نظر میخواهم.
    بنده در چند کتاب معتبر چنین چیزهایی خوانده ام که به نظر ساختگی نبود.دوستانی هم دارم که گاهی ارتباط با ارواح دارند.این دوستان هم تایید کرده اند که گاهی ارواحی گفته اند که ما درخواست برگشت کردیم و اجابت شد تا در همین دنیا دوباره زندگی کرده و پاک شویم.
    من با افراد زیادی در این مورد بحث کردم اما به جواب کاملی نرسیده ام.
    خواستم نظر شما راهم بدانم البته اصلا هیچ عجله ای نیست اگر وقت داشتید.متشکرم.
    پاسخ:
    سلام بر برادر عزیز و بزرگوارم
    حقیر سراپاتقصیر که علمی ندارم و ذره ای هم اگر مطلبی مینویسم از اساتید بزرگوار است...
    به توصیه بزرگی در خوابی، برای رهایی از گناهانم چاره خواستم!
    فرمودند به اهل دریا بگو برایت دعا کنند
    تعبیرش رو پرسیدم، گفتند یعنی به علما بگو برایت دعا کنند!
    این شد که شدم خاک پای علما
    و الا حقیر در توهمات و ذهنیات سطحی از دین همچنان دست و پا میزنم...

    اما سوال شما درباره بازگشت انسان یا روحش به دنیا پس از مرگ...

    طبق صریح قرآن کریم امکان ندارد
    و اساسا با قوانین نظام خلقت خداوند هم همخوانی ندارد...

    یکی از این قوانین این است که همه چی رو به سوی رشد و کمال است
    و برزخ و قیامت مراحل بالاتر از دنیا هستند حتی برای کافران و مشرکان و گنهکاران
    و پس از مرگ طبق این قانون بازگشتی نیست به مرحله پایین تر
    چراکه قدرت و اذن ازآن خداست و او بر اساس قوانینش عمل میکند...

    و بر اساس خواسته خود آدمی هم امکان ندارد!
    چرا که در صورت برگشت دنیا همان دنیا هست با تمام تعلقاتش
    و انسان همان انسان هست با تمام خواسته ها و شهوتها و علایقش!!!

    در قرآن کریم تاکید شده که بعد از مرگ، دیگه در برزخ هستند و نهایتا بهشت یا جهنم و دیگر خبری از برگشت نیست.

    اما آیات پایانی سوره مبارک مومنون به خوبی این ماجرا را روشن میکند

    «حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون. لعلی اعمل صالحاً فیما ترکت کلاّ انّها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون» المؤمنون، 99و100.

    میفرماید: تا آنگاه که مرگ یکی از آنها فرا رسد، می گوید پروردگارا! ما را برگردان تا شاید نسبت به گذشته جبران کنیم و عمل صالح انجام دهیم!
    این وقتی است که پرده ها کنار میرود و فرشتگان را میبینیم و عوالم دیگر را...
    خداوند میفرماید: کلّا این واژه در لغت عرب بسیار معنادار هست و تاکید ویژه بر منع و نفی است...
    میفرماید: کلّا ( حاشا! ) این سخنی است که او فقط بر زبان می آورد!!!
    یعنی همان سخنی که تمام مجرمین و مفسدین در لحظه مجازات فقط به زبان می آورند !!!

    آیه تاکید دارد که بعد از مرگ بازگشتی نیست و زندگی برزخی دارند و تا قیامت عذابشان ادامه دارد...

    توصیه:
    امروز امتحان دینی داریم
    و فردا زنگ حساب است...

    ام اینکه فرمودید کتابی خواندید باید دقت کنید! شاید منظور آن خواب بوده، چراکه همچین مفاهیمی وجود داره که خواب رو نوعی مرگ قلمداد کرده اند و روح درخواست بازگشت میکند هر شب و خداوند پاسخ مثبت میدهد، خواب...

    اما فرمودید بعضیها با ارواح در ارتباطند!
    خیلی راحت عرض کنم، کسی که با ارواح در ارتباط باشه این علم رو حتما باید داشته باشه که این قضیه امکان نداره به هیچ وجه
    و اینکه اساسا همچین آدمی به هیچ کس خبر نمیده که من با ارواح در ارتباط هستم !!!


    التماس دعا...




  • پیمان پورجبار
  • با سلام وتشکر از شما.البته که هیچ سندی معتبرتر از قرآن مجید وجود ندارد و من آیات مربوطه را بارها خوانده ام.لکن مسائل دیگر باعث شده بود من به این سو کشیده شوم.در کتابی که عرض کردم همانگونه بود که گفتم اما در مورد افرادی هم که گفتم ارتباط با ارواح دارند ایشان جزو نزدیکترین دوستان من هستند و بعد از چند سال دوستی بنده از این مطلب مطلع گشتم.و چند بار هم در جلساتشان حضور داشتم.از اینها گذشته نظر خود من هم همین فرمایشات شما میباشد که ریشه در قرآن مجید دارد.بسیار روشنم کردید و بسیار متشکرم از شما.خداوند علمتان را بیافزاید انشاالله به حق خوبانش...
    یاحق...
    پاسخ:
    سلامت باشید
    و عاقبت به خیر
    الهی همواره سر سفره حضرت زهرا باشید...
  • ذره ی ناچیز
  • ذره ای از تبار نسیان فرمودند:

    سلام علیکم
    وفات مادرِ مادر(س) و اول زن مسلمان عالم، تسلیت.

    --
    شرک خفی چیه بزرگوار؟
    شرکی که آدم بهش مبتلاست و خودش خبر نداره؟
    پاسخ:
    علیکم السلام
    تسلیت...
    شما دوتا وبلاگ دارید؟

    اما پاسخ سوالتون:
    میدونید که شرک جلی در اصطلاح قرآن کریم به بت پرستان اطلاق میشه...
    اما شرک خفی به شرکهای اهل کتاب گفته میشه
    مثلا یهود میگفت عزیر پسر خداست
    و نصارا به توحید در تثلیث قائلند: یعنی درحالی که خدا یکیست سه تاست! یعنی خدا و پسرش عیسی و روح القدس، هر سه یکی است!
    همچنین مثل غلات شیعه که امیرالمونین رو در مقام تدبیر و رزق و روزی و... قبول داشتد
    و مفوضه که حضرات معصوم علیهم السلام رو شریک خدا قائلند...

    پس شرک خفی میتونه هم آگاهانه باشه و هم ناآگاهانه...

    اما اینها برای ما راهگشا نیست و باید سری به معارف عرفای دینی بزنیم و در مسلک اونها پیگیر این قضیه بشیم...
    خیلی از مسلمانان هم میتونند مشرک باشند، مشرک اخلاقی. البته از جنس شرک خفی !!!
    مثلا میگن کسی که سه هفته پشت سر هم نماز جمعه شرکت نکنه عمدا، کافره! منظور کافر اخلاقیست...

    خیلی مسئله حساسه و دامن خیلی از مثلا بزرگان و علما و روحانیون رو هم گرفته، چه برسه به عموم مردم...
    به عنوان مثال، از جمله شرکهای اهل کتاب، شرک در مقام اطاعت است
    یعنی ما فقط باید در مقام اطاعت از خدای رب الارباب فرمان بردار باشیم و فقط از او پیروی کنیم.
    حال ببنیم ما چقدر از او پیروی میکنیم؟ و چقدر از هوای نفس و شیطان یا بشری مثل خود پیروی میکنیم؟!

    همچنین حضرت صادق علیه السلام فرمودند: کسی که اطاعت کند امر کسی را در معصیت خداوند، پس او را پرستیده است.
    مثلا ببنید اونهایی که در آداب عزاداری و وحدت اسلامی از سیدصادق شیرازی تبعیت میکنند چه وضعی دارند از این لحاظ !!!

    یا اینکه تمام اعمال و عبادات ما باید برای فقط و فقط خدا باشد، خب پس میبینم ریاکاران شرک خفی شدیدی دارند !!!

    باید معنای بندگی حقیقی را بفهمیم تا شرک خفی را خوب درک کنیم...
    همان گونه که خداوند دائم الربوبیه هست، پس بنده هم باید دائم العبودیه باشد
    ببنیم حال کسانی که از صبح تا شب بنده ی هوای نفس، بنده ی شیطان، بنده ی دیگران و... هستند چگونه است...

    همان مسلمانی که در نمازهای یومیه ده بار می گوید ایاک نعبد! یعنی فقط تو را می پرستم، دانسته یا ندانسته همه چیز و همه کس را می پرستد جز خداوند تبارک و تعالی را...
    همان چند لحظه ای که به نماز ایستاده، دلش از یاد خدا غافله! چه برسه به وقتی که در نماز نیست...
    چه زیبا سرود سید بحرالعلوم:
    و احذر لدی التخصیص بالعباده
    شرکا و کذبا و اتباع العاده
    ایاک من قول به تفند
    فانت عبد لهواک تعبد
    یعنی: در حال نماز که می گویی پروردگارا تنها تو را بندگی می کنم، بترس از اینکه مشرک و دروغگو و بنده عادتهای خود باشی...

    همچنین شرک در استعانت : ایاک نستعین! ببینیم برای جور شدن وامها و مسکنها و مالها و تعریفها و تمجیدها، چگونه به همه کس رو میزنیم الا خدا...
    و بدتر از آن وقتی خدا کارمون رو راه میندازه، میگیم چه آمپول خوبی بود... چه باران خوبی بود... چه دکتر خوبی بود... وسیله ها مارو غافل میکنند از مسبب الاسباب...
    و بدتر در از آن میفرماید در قرآن کریمش: هرگاه انسان را  سختی و پریشانی برسد ما را می خواند، و چون نعمتی به او عطا کنیم و از رنج و سختی رهایش کنیم، گوید جز این نیست آن خیری که به من رسیده بر اثر دانش و هوش خودم بوده! اما نمی داند آن نعمت امتحان بوده...
    سوره زمر آیه هشت و آیه 49

    و خیلی حرفهای گفتنی دیگه که مجالی برای گفتنش نیست! چرا که باید عمل کرد...

    نتیجه: فراتر از توحید ذاتی، توحید افعالیست ! پس مهم تر و فراتر از شرک جلی، شرک خفیست !!!

    التماس دعا
    یاعلی...
  • ترانه هستی
  • سلام و ادب
    منظور از صلوه الوسطی چیه؟
    همون نماز ظهر هست ؟
    یادم میاد خیلی سال پیش،پیش نماز مدرسه این نماز رو نماز صبح معرفی کردن،در حالی که بعضی به نماز ظهر نسبت دادند.
    شاید خیلی مهم نباشه دونستنش، ولی خب همیشه برای من سوال بوده.
    پاسخ:
    سلام علیکم
    اتفاقا سوال خوب و قابل توجهیه!


    این سوال مربوط میشه به آیه 238 سوره بقره:

    حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتینَ

    در منابع مختلف اکثرا نمازهای صبح و ظهر و عصر و عشا رو به صلوة وسطی نسبت داده اند

    از شیعیان (( سید مرتضی )) و از اهل تسنن (( ابوحنیفه )) و عموم آنها گفتند نماز عصر است
    و دلیل آن روایت مرفوعه است که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: «مراد از وسطی، صلاة عصر است، چون بین نمازهای روز (صبح و ظهر) و شب (مغرب و عشاء) قرار گرفته است

    اما افرادی مثل (( شافعی )) گفتند نماز صبح است؛ چراکه بین تاریکی شب و روشنایی فجر است

    بعضیها گفته اند نماز عشا صلوة وسطی ست به دلیل اینکه بین نماز مغرب و نماز صبح است که هیچ کدام کم نمی شوند!

    اما دیدگاه اصلی شیعه همان نماز ظهر است
    چراکه حضرت علی ـ علیه السلام ـ در بیان علّت آن می فرماید: «هنگامی که شمس از (دائرة نصف النهار) زائل می‌شود همه اشیاء، خدا را تسبیح گویند، لذا خداوند در این ساعت به نماز (ظهر) امری نموده است و درهای آسمانی تا زمانی که نماز ظهر خوانده شود باز است، و دعا هم مستجاب می‌شود.»
    و اینکه تفاسیر قرآن همچون المیزان علامه این موضوع رو گذیرفته...
    در کل این نظریه با عقل و دلایل و شواهد و روایات همخوانی بیشتری داره
    نماز ظهر
    مثلا اینکه نماز ظهر اولین نمازی هست که واجب شده
    و اینکه نماز ظهر بین نماز صبح که اول روز است و نماز عصر که آخر روز است واقع شده...
    و اینکه روایات زیادی داریم و اکثر علمای شیعه هم این رو پذیرفتند...
    + اینکه این نماز در دل روز در هوای گرم و در بین مشغلولیتهای مردم به کار و امور زندگیست، که یاد خداوند کریم بسیار ضروری ست...

    التماس دعا
    یاعلی...





  • پیمان پورجبار
  • با سلام وتشکر از برادر عزیزم این مساله مورد توجه من هم بود که باز مثل همیشه از فرمایشات شما بهره بردم..در ذهن کند بنده هم همیشه سوالاتی دور میزنند لکن چون نمیخواهم مزاحم اوقات شریف شما شوم سعی میکنم مهمترینها را از حضورتان جویا شوم.لکن باز از سوالات دوستان و جوابهای جنابعالی فیض میبریم..
    پاسخ:
    سلام علیکم اخوی...
    شما نقطه ز رو بردارید ، میشه مراحم...
    و واقعا همینه و کار حقیر نوکری اینجاست، هرچه بیشتر بهتر...
    راحت باشید
    همین که بر حقیر سراپاتقصیر منت میذارید و سوالهاتون رو مطرح میکنید، لطف جناب عالی و دیگر دوستانه
    پس بنده ممنون و متشکر از شما...
  • ذره ای از تبار نسیان
  • سلام رزمنده جنگ نرم
    خواستم سوال رو بفرستم نشد! اما همین فرستادن مجدد سوال برای من شد نهیب که ازش پستی نوشتم و ان شاء الله 23 تیر در فانوس جزیره ارسال میشه..

    به این رسیدم که رسیدن به پاسخ برخی سوالات نه در حد فهم بنده است، نه موضوعیت برای ادامه ی راه داره..پس لزومی نداره پرسیدنش.

    ممنون از قصد کمک شما..ان شاء الله هر وقت سوالی پیش اومد حتما می پرسم..

    --
    محتاج دعای باران.
    یاعلی
    پاسخ:
    همیشه هرچه به صلاح ما باشه به وقتش به ما خواهند فهموند...

    عاقبت به خیر باشید و پارکاب مولا
    تا شهادت...
  • پیمان پورجبار
  • با سلام دوباره خدمت برادر بزرگوارم.
    یک سوال داشتم و آن اینکه بنده با توجه به ارادتی که به حضرت حسین (ع) دارم متاسفانه احساس مشکل میکنم وقتی که زیارت عاشورا را با صد لعنت و صد سلام میخوانم با اینکه بسیار به این زیارت معتقدم و صد لعنت را برای دشمنان امام حسین و صد سلام را بر ایشان کم میدانم لکن خواستم بدانم میشود این زیارت را ساده تر خواند؟ یا اینکه باید آنقدر حضور قلبی پیدا شود که این زیارت را به تعداد کمتر اما با تمام لعنتها و سلامها خواند؟
    ضمن تشکر از شما باز هم عجله ای در کار نیست هر وقت اوقات شریف اجازه داد بنده پاسخ میگیرم.یا حق.
    پاسخ:
    سلام بر برادر عزیزم...

    اصل زیارت عاشورا همان است که باید صد لعن و صلوات داشته باشد.

    اما بزرگان فرمودند که نیازی نیست حتما با صد لعن و صر سلام خوانده شود!

    چه بسا یک لعن و یک سلام که با عقیده راسخ باشد و با خلوص نیت تمام و به نتیجه لازم برسد...
    و در مقابل میلیونها سلام و لعن که بدون اخلاص و عقیده باشد و فقط مایه وقت تلف کردن باشد...

    همچینین لعن و سلام فقط در بین عاشورا ضرورت ندارد!
    می توانید وقتی عاشورا نمیخوانید، لعن بفرستید و سلام بدهید
    وقی از خواب بیدار میشوید 10 مرتبه
    وقی آب مینوشید 10 مرتبه
    وقتی هیات میرید 10 مرتبه
    میخواهید درس بخوانید 10 مرتبه
    و...
    این طوری که باشد در یک هفته شاید بیشتر از چندهزار بار لعن و سلام فرستادید، اما احساس خستگی نکردید و اثرش را هم لمس میکنید...

    اما شاید بعضیها مثل من حقیر خودشون رو مقید کنند به عاشورا با صد لعن و صد سلام در مقطع کوتاهی از یک روز، اما روزهای دیگر را غافل باشند...
    لذا فرمودند: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود! رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود...

    عاشق ارباب مدام در حال لعن و سلام است
    چرا که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
    البته آهسته و به مرور زمان
    به قول امیرالمومنین: کم مداوم...

    در هر حال اصل عاشورا با صد لعن و صد سلام است، اما هیچ لزومی ندارد که این کار مستحب را حتما انجام دهیم
    پس بهتر است یک لعن و یک سلام بدهیم، اما با اخلاص که این واجب است... اخلاص، حضور قلب...
    همان یک سلام کافیست، چرا که جواب سلام واجب است...

    پس بر  ارباب واجب است که جواب را بدهد، اما گوش من صداهای غیر نورانی شنیده، و صدای نور را متاسفانه نمیشنود !!!
    پس برای بهره واقعی باید رو دل کار کنم، تمیزش کنم و جلایش دهم

    آن وقت، تاثیر یک سلام را که فهمیدیم و صدای نور را شنیدیم، صد سلام که هیچ، مدام و در هر نفس سلام خواهیم داد...

    التماس دعا برادر عزیزم
    یاعلی...

  • ذره ای از تبار نسیان
  • سلام علیکم
    سوال!

    الان با این فرض که در دوران آخر الزمان هستیم و وظایفی داریم و باید برای مهدی فاطمه کاری کنیم،

    کار مفید یعنی چی؟!

    البته انتظار پاسخ ندارم چون سوالی بنیادین هست و جوابش سخت.
    اما کسی که از درون خودش خوف داره، چه باید انجام بده که فردای قیامت شرمسار از مولا نباشه؟

    پاسخ:
    سلام علیکم...
    اتفاقا جوابش خیلی راحت هست
    اما عمل کردن به این جواب هست که کار سختیه و مردافکنه...

    این سوالی که بارها و بارها تک تک رفقا از حضرت استاد طهرانی حفظه الله پرسیدند و ایشون فقط یک پاسخ دادند:
    خودسازی
    خودسازی
    خودسازی
    فرمودند خودسازی در تمام ابعادش...
    در بعد فردی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و...
    این که ما بگیم چه کاری مفیده، درد رو دوا نمیکنه !
    ما باید بدونیم هر کاری که در هرلحظه وظیفه ماست رو به نحو احسن و با نگاه خودسازی انجام بدیم
    این کار کار اصلی و مفیده...
    یعنی مرد و زن در بعد معنویات خودشون و عبادات فردی و مناجات خودشون با حضرت باری تعالی، به خودسازی حقیقی برسند...
    همین طور در ارتباطشون با هم، زن و شوهر در ارتباط با هم و بعد خانوادگی به خودسازی حقیقی برسند...
    در بعد اقتصادی روی خودسازی حقیقی کار کنند
    در بعد فرهنگی و سیاسی و... بقیه ابعاد به خودسازی حقیقی بپردازند...

    خودسازی ابعاد پیچیده و حساسی داره که باید به اونها توجه کرد...
    از مجموع اینها به این میرسیم که باید خودسازی در همه ابعاد انجام داد، به معنای خدمت به دیگران برای رضای خدای تبارک و تعالی در هر جایگاهی...

    این که ما مثلا بگیم الان جلسه قرآن خوبه یا در خوندن تو حوزه علمیه یا هیات داری یا نشریه زدن یا دانشگاه رفتن یا دعای ندبه گرفتن یا هرچیز دیگه!
    این بستگی به استعدادها و توانها و شرایط زمانی و مکانی داره و نسبت به هر کسی متغیره...
    پس باید هر کسی در هر شغل و کار و محدوده ای که داره فعالیت میکنه، یک چیزی رو مد نظر داشته باشه، خودسازی...

    تمام افراد برای حضرت مفید هستند به شرط خودسازی
    و درصد بالا بودن خودسازی حقیقی اونهارو به حضرت نزدیک و نزدیکتر میکنه...
    حضرت دنبال طلبه یا معلم، بنا یا سیم کش، مداح یا قاری، مهندس یا محقق نیستند!!!
    حضرت دنبال این هستند که کدام شخص در هر شغل و فعالیتی که دارد چقدر خودکنترل و خودساز شده است...
    خب
    اهداف حضرت رو ببینید چیه؟
    ایشان می آیند تا سیره جدشون و معارف قرآن رو زنده کنند، معارف الهی
    حالا در نظر بگیرید
    یک طلبه که همه فکر میکنند که عمری در علم و فرهنگ و اینها وقت صرف کرده و از یاران حضرته!
    پرده ها که کنار بره میبینند این تمام این کارهارو فقط برای خودخواهی یا فخر فروشی یا معروفیت انجام داده !!!
    این مدل آدمها نزد حضرت ارج و قربی ندارند و به همون اندازه که کارهاشون بدون اخلاص بوده، تاثیر هم نداشته...
    اما در مقابل
    یک مهندس ساختمان که مردم فکر میکنند که این از صبح تا شب به دنیا چسبیده و پول جمع میکنه، نزد ارباب جایی نداره و از یاران نیست!
    بعد پرده ها که کنار بره میبینند از یاران حقیقی حضرته! چرا ؟
    چون تو همون کارش سعی کرده سیره اجداد امام زمان و معارف قرآن و الهی رو زنده کنه، این آدم بسیار نزد مولا ارج و قرب داره...
    چه طوری؟ سر کار یک دفعه کار رو تعطیل میکنه و نماز اول وقت میخونه! در اون لحظه مردم رو یاد خدا میندازه...
    تو کسبش قانع هست و دروغ و فریب و نیرنگی در کار نیست و برای رضای خدا تلاش میکنه
    بعد این آدم اگه در عمرش فقط یک حدیث بگه روی خیلیها تاثیر میذاره و به هدف مولا نزدیک میشه...
    ارباب این آدمها رو لازم دارند...

    پس باید خودسازی کنیم، خودسازی حقیقی که داشته باشیم، وظیفمون رو در زمانها و مکانهای مختلف تشخیص میدیم
    و کار مفید رو انجام میدیم ان شاءالله...


    این پاسخ اجمالی بود!
    امیدوارم جوابتون رو گرفته باشید
    حقیر چند روزی مسافر هستم و بعدش اگر زنده بودم در خدمتم

    التماس دعا
    یاعلی...
  • ذره ای از تبار نسیان
  • آخه فکرم این بود که این چند تا کار مثلا هست..کدومش برای انجام،اولویت داره و کدومش واجب تره.

    با توجه به پاسخ شما، فرقی نداره چه کاری انجام میشه،باید در بطن هر فعالیتی که داریم براش وقت میذاریم،خودسازی رو درنظر داشته باشیم.

    خداوند ما رو از اهل نجات قرار بده ان شاء الله.
    لطف کردید بزرگوار.
    مولا علی یاورتون.
    پاسخ:
    خودسازی رو باید در هر شرایط مد نظر داشت

    منظور حقیر کلیت قضیه بود
    یعنی هرکسی در هر شغل فعالیتی که هست میتونه اون کار رو تبدیل کنه به عملی مفید به وسیله خودسازی، و این قابل فبول حضرته...

    اما میتونید اولویت بندی بکنید برای هر شخص با توانها و استعدادها و ظرفیتهایی که داره، با توجه به شرایط زمانی و مکانی
    این که چه تحصیلاتی داره
    چه تواناییهای فرهنگی و ... داره
    چه میزان درآمد داره
    چه شخصیتی داره
    و از این قبیل مسائل
    با توجه به هر شخص می توان اولویت بندی کرد و کار مفیدتر رو تشخیص داد و براش برنامه ریزی کرد...

    خودسازی برای افرادیست که اولویت رو انتخاب کردند و هنوز سردرگم نیستند
    برای کسانیست که تصمیم قطعی گرفتند و راه و فعالیتشون رو تشخیص دادند و در زمینه ای دارند فعالیت میکنند

    در این زمینه اگر صلاح دونستید تواناییها و ظرفیتها و تحصیلات رو بفرمایید تا بر اساس اون کار مفیدتر رو مشخص کنیم...
    وظیفه است
    ان شاءالله حضرت صاحب دست فاطمیشون رو روی سر هممون بکشند تا به حقیقت برسیم...

  • پیمان پورجبار
  • سلام به برادر عزیزم.
    ببخشید باز از شما نظرخواهی میکنم اما مثل همیشه عجله ای نیست..
    با توجه به احادیث ظاهرا صحیح که از رسول مکرم اسلام خوانده ام انسانها دچار عذاب شب اول قبر میشوند.سوال حقیر از حضورتان به دو قسمت تقسیم میشود.
    آیا این یک مساله جسمی هست یا باروح انسان در ارتباط هست؟(مثلا هندی ها که اجساد را میسوزانند...)
    دیگر اینکه آیا به نظرتان این عذاب برای همه وجود دارد؟
    تشکر میکنم اگر روشنگری بفرمایید.
    پاسخ:
    سلام علیکم برادر عزیزم...

    پاسخ سوال اول که عذاب قبر
    جسمی هست یا با روح در ارتباط است:
    بدن دنیایی تاثیر پذیر است
    اما احساس و لمس عذاب مربوط به روح است
    و نابودی جسم بعد از عذاب، فقط به دلیل تاثیرپذیری از این واقعه است، اما روح  در عذاب است و ما چیزی با جسم احساس نمیکنیم...

    بهتره بگیم بعد از مرگ، یک قبر برزخی داریم و یک قبر دنیایی
    از این لحاظ عذاب قبر گفته میشه که این جای تنگ خاکی، دریچه و سرآغازی برای قبر برزخی و جهانی دیگره
    در روایات آمده که بعد از مرگ روح انسان در بدنی شبیه به این بدن دنیا و لطیفتر از آن قرار میگیره و اصل عذاب مربوط به روح و این بدنه

     اما عذاب جسم دنیایی به علت تاثیرپذیری از این اتفاقه
    و آن چیزی که قرار است عذاب را احساس و لمس کند روح  است...

    از امام صادق درباره شخصی که بر دار مرده بود و چند روزی روی دار بود سوال شد که عذاب قبرش چه می شود؟
    حضرت فرمودند خداوند به هوای اطراف او فرمان عذاب می دهد
    این حدیث نشون میده که اون عذاب حتمی ست و لمسش با روح است
    اما جسم هیچ کس هم تاثیرناپذیر از این امر نیست ولو اصلا در قبر خاکی هم نباشد، یا بدنش سوخته باشد یا هر نوع دیگه...

    و معنی این حدیث معلوم میشه که: قبر باغى از باغ هاى بهشت یا حفره‌اى از حفره‌هاى جهنم است.
    ( الْقَبْرُ رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّار.)


    ( هندی ها و دیگر ادیان یا عرفانهای نوظهور در توهم و اشتباه هستند و اعمالشون برای ما قابل توجه نیست )

    اما سوال دوم که آیا این عذاب برای همه وجود دارد یا خیر:

    نکته: عذاب قبر هم به علت لطف خداست
    عذاب قبر برای عده ای کفاره گناهانه که این از لطف خداست
    و عذاب کفار هم به جهت تفاوت و امتیاز مومنین نسبت به آنهاست که این هم از عدل و لطف خداست...

    اکثرا عذاب قبر دارند
    چرا که در قرآن بارها و بارها گفته شده: اکثرهم لا یعقلون، لا یعلمون! لا یتفکرون! لا یومنون و...
    و این عذاب فقط بازخورد اعمال خود انسان است

    از امام صادق پرسیدن آیا کسی از عذاب قبر رهایی دارد؟
    حضرت فرمودند: از عذاب قبر به خدا پناه می برم، فقط عده ی کمی از آن رهایی دارند
    پیامبران و امامان و شهدا و صدیقین اولیا خدا و مومنین حقیقی از عذاب قبر رهایی دارند
    و این هم به علت بازخورد اعمال آنهاست
    آنها از عذاب ترس دارند به علت تواضع و خشوعشان و خوفشان
    اما اعمالی داشتند که آنهارو از این قضیه رها میکنه
    مثل نمازشب و دست گیری از ایتام و فقرا و تبلیغ دین و رفع مشکل محرومان و خدمت به عموم مردم و...


    و کار به جایی میرسه که به اونها با تبریک و تهیت گفته میشه:

    یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعی إِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً * فَادْخُلی فی عِبادی * وَ ادْخُلی جَنَّتی
    تو ای روح آرام یافته! به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است،
    پس در سلک بندگانم در آی و در بهشتم وارد شو...


    الهی همه از این دسته باشیم.

    و حقیقت عذاب قبر را فقط خدا می داند و معصومین علیهم السلام
    التماس دعا...


  • پیمان پورجبار
  • با سلام و تشکر بسیار از برادر عزیزم.
    از توضیحات بسیار عالی شما ممنونم.البته بنده هندی ها را مثال زدم والا ما را چه به عرفان هندی وقتی مظهرالعجایب مولا علی (ع) پیشوای ماست؟
    از کتب مختلف مطالعاتی داشتم لکن توضیحات کامل شما که واقعا زحمت کشیدید راهنمای این حقیر شد.
    خداوندانشاالله حفظتان کند.
    پاسخ:
    سلام و عرض ادب برادر...
    یا امیرالمومنین...
    وظیفه ست، سلامت باشید
    ان شاءالله مفید باشه برای گوینده و خواننده
    همواره سر سفره حضرت زهرا باشید ان شاءالله...
    سلام
    چرا نظر دهی برا پستا فعال نیست!
    پاسخ:
    سلام علیکم
    فعاله به غیر از آخرین پست
    شاید قالب مشکلی داشته!
    به هرحال ببخشید...
  • ذره ای از تبار نسیان
  • سلام علیکم مومن.
    چون تو یکی از نظرات وبم راجع به حفظ قرآن گفته بودید،سوال دارم از شما..
    ببینید همه چیز قرآن نوره،حتی نگاه کردن به آیاتش..
    اما بنده مدتیه که تو اولویتهام گیرم..

    یکی از همین پروژه ها حفظ قرآن بود که هنوز نمیدونم کسی مثل من که وقتی قرآن رو میخونه نمیفهمه و براش مدام سوال پیش میاد،آیا اینکه وقتش رو بگذاره برای حفظ بهتره،یا اینکه هر شب یک مقدار از تفسیر رو بخونه به فهم حداقلی برسه؟
    و یا اینکه همراه با خوندن تفسیر حفظ کنه..
    البته پشت همه ی اینها یک سستی هست،قبول دارم، اما گاهی حس میکنم اگر حافظ قرآن باشم ولی در حد خودم نفهمم قرآن چی میگه،خیلی بده...حافظی که عامل نباشه.....

    پاسخ:
    سلام علیکم...
    اون کامنت رو برای اون پست گذاشته بودم که درباره دغدغه ای برای کنکور و اینها بود
    گفتم کاش یک روزی جوانهای ما تنها دغدغه شان حفظ قرآن می بود...
    چرا که قرآن سیاسته، جامعه شناسی، تاریخه، روانشناسیه، جامعه شناسیه و از همه مهمتر سبک زندگی خداییست...

    اما اینکه شخص شما حتما این کار اولویت اولش باشه یا نه، بنده نمیتونم این رو بگم! چون اطلاعات کافی از شرایط شما ندارم، مثل اون قضیه اولویتها درباره کار برای امام زمان عجل الله.

    اما چند2 نکته  نسبت به کامنت شما:

    1- فضیلتهای خود قرآن نسبت به بقیه موارد ( اعم از تلاوت، تجوید، تفکر و تدبر و حفظ )
    اما حفظ:
    در روایتی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله رسیده که:
    گرامی ترین بندگان بعد از انبیا، علما و حافظان قرآن هستند، مانند انبیا از دنیا می روند و مانند آنها از قبرهایشان خارج می شوند، به هماره انبیا از صراط عبور میکنند و ثواب انبیا را می برند، پس خوشا به حال پوینده راه علم و حافظ قرآن به سبب کرامت و شرافتی که نزد خداوند دارند.
    خب بر اساس این حدیث، حقیر پیشنهاد میکنم اگه شرایطش رو داردید برید حوزه علمیه و حفظ قرآن رو هم کم کم شروع کنید
    اگه علاقه به حوزه ندارید، به طور ویژه حفظ رو شروع کنید...

    همچنین فرمودند: بی نیازترین مردم حافظان قرآن هستند، همان کسانی که خداوند متعال قرآن را در وجودشان جای داده است!

    2- تلاوت و تفکر و تدبر خیلی خوبه، اما منافاتی با حفظ نداره. میتونیدحفظ رو حتما داشته باشید اما بر حسب شرایط زمانی و مکانی و موقعیتی که دارید،
    امیرالمومنین فرمودند: قرآن را تلاوت کنید و آن را به خاطر بسپارید، زیرا خداوند دلی را که در خود قرآن را حفظ کرده عذاب نمی کند.

    جمع بندی کلی:
    از احادیث به این میرسیم که از جمله برکات قرآن این موارد است:
    قرار گرفتن در پناه رحمت الهی و محشور شدن با انبیای الهی، برخورداری از بهترین ثروت و محتوای فرهنگی (قرآن) ، داشتن حق شفاعت در قیامت، ایمنی از عذاب آخرت و داشتن دلی آرام و...
    البته، شکی نیست که لازمه این بهره بری عمل کردن به محفوظات قرآنی ست...

    اما نکته کلیدی برای شما: هدف شما مانوس بودن با قرآن است که دغدقه تفسیر دارید، حفظ قرآن سرعت این انس رو بیشتر میکنه...
    شما تفسیر میخواین برای فهم بهتر، حفظ قرآن این انس و متعاقبا این فهم رو راحت تر و بیشتر میکنه
    حافظ قرآن مانوس تر و همراهتر با قرآن است، پس بهره بهتری از تفسیر و تفکر در قرآن میبرد
    خب اونهایی که حافظند اما وارد حیطه تفکر و تفسیر نشدند، سر خودشون کلاه رفته و مشکل اونهاست، نه مشکل اصل حفظ کردن !!!

    این دو نکته آخر رو با بیانات حضرت امام خامنه ای بیشتر لمس کنیم:
    فرمودند: (( وقتی شما حافظ قرآن هستید، این تکرار آیات قرآنی و انس دائمی با قرآن، به شما فرصت میدهد که در قرآن تدبر کنید. تدبر در قرآن با همین طور خواندن و رد شدن به دست نمی آید، با یک بار و دوبار خواندن هم حاصل نمی شود، با تکرار و انس با آیه ای از قرآن تدبر در قرآن به دست می آید. و چقدر لطایف در قرآن هست که اینها را جز با تدبر نمی توان فهمید؛ پس حفظ و فهم مفاهیم و تلاوت لازم است ))
    همچنین خیلی تاکید کرده اند برای جوانان که این یک وظیفه است، جوانها از استعدادشان استفاده کنند و بروند دنبال حفظ
    چرا که حفظ تکرار را آسان می کند و انس به وجود می آید و این انس زمینه برای تدبر در قرآن است...

    پیشنهاد حقیر سراپاتقصیر اینه که اگر شرایط زندگی و سن و سال شما طوریست که می توانید یکی دو سال زوم کنید رو حفظ، این کار رو حتما انجام بدید
    اما اگه فرصت ندارید و ناچارید مشغول کار دیگه ای باشد، به مرور زمان مثلا در پنج سال این کار رو انجام بدید

    البته اگه شرایط سنی و تحصیلی و تواناییهاتون رو بیان کنید، دقیقا میشه گفت چط.ری حفظ کنید ( البته درباره برای امام زمان چه کار کنیم هم همین رو عرض کردم ولی شما ادامه ندادید ) به هرحال هرطور صلاحه...

    امیدوارم مفید بوده باشه
    التماس دعا
    یازهرا...
  • پیمان پورجبار
  • سلامی دوباره خدمت برادرم.
    گاهی شرمنده میشوم که انقدر سوال و نظر از شما میپرسم.میترسم عاقبت از اینکه چنین امکانی بوجود آوردید پشیمان شوید!
    اما بنده عجله ای برای جواب گرفتن ندارم.
    نظر شما را در این مورد میخواهم بدانم که من در کتابی میخواندم بزرگی فرموده بود اگر بنده ای توان داشت که صد رکعت نماز بخواند در دو ساعت شکرانه این توانایی آن است که این کار را انجام دهد.با توجه که این نظر شخصی ایشان بود اما سوال من از شما این است که به نظر شما مثلا اگر کسی چنین نمازی با سرعت بخواند مثل آن کسی نمیشود که حضرت علی (ع) او را از عجله در نماز برای رسیدن به کارهای دیگر نهی و نکوهش کرده بود؟ کلا به نظر شما تند خواندن اذکار چه معایب یا منافعی (از این نظر که بنده سعی در خواندن بیشتر اذکار در مدتی کوتاه و استفاده از زمان برای طاعت بیشتر)دارد؟ ضمن اینکه بنده در مسجد بعد از نماز جماعت هم همیشه در ذکر تسبیحات حضرت زهرا (س) از همه عقب میمانم؟!
    پاسخ:
    سلام بر برادر عزیزم
    استغفرالله، نفرمایید، حضورتون و سوالهاتون باعث برکته و بر حقیر منت میذارید و قدمتون روی هر دو چشمم...

    اول درباره نظر اون بزرگوار: اینکه نباید این مسائل رو سلیقه ای بیان کرد! باید بیان دقیق دین رو اعمال کرد تا مردم بهره درست رو ببرند...
    سوال در اصل صحبت ایشان: اصلا مگر صد رکعت نماز در دو ساعت واجب است که حالا بخواهیم شکرش را به جا بیاوریم؟!
    حقیر سراپاتقصیر ترجیح میدهم به جای آن صد رکعت، ساعتها تفکر کنم، چرا که ما قدرت تفکر داریم،
    و فرمودند یک ساعت تفکر بهتر از هفتادسال عبادت است
    پس این اولی ست بر صد رکعت،
    پس تفکر یک ساعته شکر هزارات ساعت صلوة است...

    اما سوال شما: برای پاسخ باید به چند موضوع توجه داشت:

    1- میزان توانایی افراد در گفتن اذکار از لحاظ تجویدی و صحیح خواندن قرائت
    2- میزان تمرکز افراد بر معنی و مفهوم اذکار در هنگام قرائت اذکار
    3- آیا اولویت با ذکر زبانی ست؟ با ذکر قلبی ست؟ یا فراتر از اینها اولویت با ذکر عملی ایت؟

    نکته 1: در روایات همیشه کیفیت بر کمیت اولویت دارد و اصلا کمیت بدون کیفیت بی معناست ( از لحاظ فهم معنی لغات و قراءت صحیح )
    نکته 2: در روایات اصل و ریشه همان مسئله اخلاص و ایمان حقیقی است...
    حضور قلب اینجا بسیار کلیدیست...

    چه بسا یک ذکر لا اله الا الله گفته شود با نهایت اخلاص و ایمان و نتیجه آن زندگی ای باشد پر از ذکر عملی و خدمت به خلق که متعاقبا دریچه های حکمت و برکت را به روی انسان باز کند ( البته این خودش کم کم انسان را به گفتن اذکار زیاد ملزم میکند همراه با اخلاص و ایمان حقیقی)

    و برعکس هزاران ذکر لسانی که جایش و منزلتش همان دهان بوده و هیچ تاثیری بر قلب نگذاشته و تبدیل به ذکر عملی نشده است و هیچ خروجی نداشته ( البته به شرط نبودن اخلاص و ایمان حقیقی)

    خب نتیجه:
    نماز برترین عبادت و مهم ترین آنها سرشار و مملو از اذکار الهی ست
    امام صادق علیه السلام میفرمایند: اگر انسان دو رکعت نماز بخواند و متوجه باشد که چه خوانده است، سلام می دهد نماز را در حالی که هیچ گناهی برای او باقی نمانده است مثل روزی که از مادر متولد شده است ( حدیث قدسی )
    خب حالا با این عبارت چه نیازی به انجام اعمال شاقه از لحاظ ذکر است؟

    امیرامومنین فرمودند: عبادتی و قرائت قرآنی که در آن تفکر نباشد، هیچ سودی ندارد ( دقت کنید به کلمه هیچ )

    خب حالا
    اذکار خودش زیاد است
    حالا این زیاد بودن را به سرعت و کمبود وقت هم اضافه کنید
    ذهن و دل درگیر در دنیایی ها و تخیلات واهی و... آدمهای ضعیفی چون من را هم در نظر بگیرید
    اینها جلوی تمرکز و دقت و تفکر رو از همچون منی که غرق در وهمیات و ذهنیات مختلف دنیایی هستم، را می گیرد...

    مگر اینکه این سرعت و زیادی اذکار توسط انسانی عارف باشد که همواره متوجه خداست و به او فکر میکند و هر لحظه به یاد اوست...
    یعنی ذهن و دلی متمرکز به خداوند تبارک و تعالی و بی اعتنا به دنیا نیازمند است تا از این نوع ذکر گفتن، سود به دست آورده شود...

    خب البته بعضی از اذکار نیازی به حضور قلب ندارد
    مثل صلوات بر محمد و آل محمد ( که اگر نفسی داد و سوالی بود در این باره توضیح خواهم داد ان شاءالله )

    راستی حقیر هم معمولا در تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها عقب می افتم ! (با اینکه سعی میکنم سریع بگم اما غلط نگم) لکنت زبان هم ندارم
    فکر میکنم بقیه یک مدل دیگه این ذکر رو میگن که اینقدر زود تموم میشه !!! شاید یک مدل دیگه هم هست :) ما بی خبریم حتما...

    اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین
    التماس دعا
    یازهرا...
    سلام و ادب
    عه..! منم همیشه تسبیحات حضرت فاطمه سلام الله علیها رو جا میمونم.
    فکر میکردم چه قدر کندم..!

    یک سوال دارم.
    آخرین سلام در نمازیعنی " السلام علیکم و رحمه الله و برکاته رو به کی میگیم؟
    پاسخ:
    سلام علیکم
    راستش خیلیها به صحت الفاظ توجه نمیکنن که درست بخونند و تلفظ و...
    چی بگم! جای بسی تاسفه! تبدیل شده به یک عادت که سریع تسبیحات رو بگیم! اما خیلی وقتها واژه هارو کامل نمیگیم !!!
    و اصلا شاید اون معنی مورد نظر ، خروجی ذکر گفتن نباشه!

    خب خداوند که کریم هست و احتمال زیاد همین عمل ضعیف رو می پذیره
    اما مسئله اینه که ما چقدر وظایفمون رو درست انجام بدیم و با نمره چند قبول بشیم و سختیهاش رو تحمل کنیم...
    بین نمره قبولی 10 با نمره قبولی 18 خیلی تفاوته !!!

    اما پاسخ سوالتون:
    1- بعضیها گفتند فقط ملائکه موکل انسان هستند
    2- بعضیها گفتند تمام ملائک و فرشتگان
    3- بعضیها هم گفتند انبای الهی

    روایت:
    در شب معراج حضرت که نماز خواندند و سلام اول را دادند به خودشان و بعد در سلام دوم به عباد صالحین اعم از جن و انس سلام دادند
    متوجه شدند که انبیا و ملائکه پشت حضرت هستند و به آنها سلام سوم را گفتند


    اما اون چه که قابل قبول تر هست، جمع این سه تاست...

    اما مسئله مهم تر که ماباید توجه کنیم، مخاطبان سلام نیستند، فلسفه و چرایی این سلامهاست که بسیار راهگشاست و اگر مجالی بود و سوالی حتما عرض میکنم خدمتون

    التماس دعا
    یازهرا...

  • پیمان پورجبار
  • سلامی به گرمی الطاف الهی به برادر عزیزم.ماشاالله از اینهمه اطلاعات...
    حقیر را شرمنده نمودید.بسیار سپاسگزارم.البته این بزرگی که گفتم ازهمان عرفایی بود که اتصالش با عالم بالا قطع نمیشد.
    خیلی ممنونم از روشنگری هایتان.بسیار استفاده کردم.
    پاسخ:
    سلام، عرض ادب برادر بزرگوار و عزیزم...
    اگر چیزی هست، لطف حضرت رب الاربابه که اجازه درک محضر بعضی اساتید رو نصیب این گنهکار کرده، الحمدلله...
    دعا کنید این نوشته ها اول بر نویسنده و گوینده و بعد بر خواننده و شنونده تاثیر بذاره و همه عامل باشیم با اخلاص...

    بله خب، ایشون حتما طبق نظری این رو فرمودند، اما صحبت ایشان را قوی تر می شود رد کرد! توجه بفرمایید:
     
    وقتی به ما فرمودند، شکرگزار باشید، نمیخواستد که ما را به سختی بیاندازند!
    خداوند میفرماید یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر

    خب تصور بفرمایید ما چه تواناییهایی در این زمینه ها داریم، اگر شکرش به انجامش بود، و ما هم محکوم به شاکر بوند هستیم، آیا وقتی برای انجام دیگر امور زندگی باقی می ماند؟ برای کار، برای ورزش، برای علم اندوزی، برای خانواده و...
    با این تعریف آن روایت که حضرت رسول زندگیشان را تقسیم بندی مینمودند زیر سوال میره!
    چرا که مثلاائمه اطهار توانایی این را داشتند تا بیشتر ساعتهای روز را مشغول نماز خواندن باشند! شکرش هم با آن فرض، به انجامش هست!
    اما این را نمیبینیم در سیره معصومین...
    تجلی و شکر نماز که گل سر سبد عبادتهاست، به خروجی آن در خدمت به خلق خدا برای رضایت خدا در راستای شناخت و معرفت خداست...

  • پیمان پورجبار
  • با سلام به برادر عزیزم.این بزرگ البته فکر میکنم این نظریه را در یکی از شبهای پرفیض برای خودشان در نظر گرفته بودند.
    فرمایشات شما صحیح و در واقع همسو با نظرات بنده میباشد.
    سلام ما را به امام رضا (ع) برسانید
    نظری که به بنده فرمودند فراموش نمیکنم.
    شما هروقت تشریف بیاورید بالای سر ما جا دارید.اما من دوستی قدیمی داشتم که از او چیزهای زیادی یاد گرفته بودم.ایشان با خانواده به مشهد کوچ کردند و من بعد از چندین سال که ایشان را با خانواده ای که تشکیل داده بودند ملاقات کردم متاسفانه آثار بی دینی بسیاری ازشان دیدم که مرا رنجیده خاطر و متعجب کرد.متاسفانه بعضی ها در کنار چشمه تشنه میمیرند...
    خداوند عاقبت همه را ختم به خیر کند انشاالله.
    پاسخ:
    سلام، عرض ادب...
    ان شاءالله نائب الزیارة خواهم شد...
    شما لطف دارید برادر عزیزم

    بعضیها کنار چشمه تشنه می میرند !
    ان شاءالله اون دوستون و همه مون سیراب بشیم از این چشمه های نور و برکت و هدایت
    التماس دعا...
  • ذره ای از تبار نسیان
  • سلام علیکم
    راجع به خمس:
    اگه از برنجی سال گذشته خریدیم مقداری مونده باشه و هنوز به سالش نرسیده سعی کنیم استفاده کنیم که خمس بهش تعلق نگیره اشکالی داره؟؟
    پاسخ:
    سلام علیکم....
    اشکالی نداره
    یاعلی
  • علیرضـــــا معمـــــاری
  • دمتون گرم مومن

    از این پستتون خیلی خوشم اومد ...

    جالب بود

    اجرکم عندالله

    بازم به ما سربزنید
    اگه ایده ای هم داشتید بفرمایید شاید خدا توفیق داد در موردش طرح زدیم...
    یاحیدر
    پاسخ:
    ان شاءالله چشم...
  • از تبار نسیان...
  • سلام مومن...
    با توجه به آیه ی ان تنصروا الله ینصرکم
    یاری کردن خدا یعنی چی؟؟
    مگه خدا نیاز به یاری کردن داره؟؟
    پاسخ:
    سلام علیکم، عرض ادب...
    رونق این بخش وبلاگ به حضور بزرگوارانی چون شماست، خیلی ممنونم...

    اما پاسخ مربوط به آیه 7 سوره محمد صلی الله علیه و آله وسلم میشه

    منظور یاری کردن دین و آیین الهی ست...
    وظیفه ای که ما داریم، یاری کردن دین خداست که به موجب اون ما هم یاری میشیم به شرط (( یثبت اقدامکم ))
    مثل تموم شهدا...

    حضرت آقا روحی له الفداء در یکی از سخنرانیهایشان این موضوع رو اینطور بیان کردند:

    در همه‌ی کارهایی که ما داریم، در همه‌ی تلاشهایی که میکنیم، چه تصمیم‌هایی که در مسائل اقتصادی میگیریم،
    چه در مسائل فرهنگی ما باید این اصل را از یاد نبریم که وظیفه‌ی ما تحقّق بخشیدن به اسلام بکامله است؛
    باید دنبال اسلام کامل باشیم. این‌جور نباشد که از آرمان اسلام بکاهیم به‌خاطر اینکه مثلاً در فلان قضیّه موفّق بشویم؛
     نه، موفّقیّت ما، پیشرفت ما وابسته به این است که ان‌شاءالله بتوانیم [اسلام کامل را محقّق کنیم]. اگر این‌جور شد،
     خدای متعال هم کمک خواهد کرد،
     و نصرت الهی قطعاً و یقیناً و بدون هیچ تردیدی متوقّف به این است که ما دین خدا را نصرت کنیم. اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم؛
     دیگر صریح‌تر از این و واضح‌تر از این، حرفی وجود ندارد؛
     «اِن تَنصُرُوا الله» یعنی دین خدا را نصرت کنید؛

    + آقای قرائتی حفظه الله درباره این آیه در تفسیر نور نکات کاربردی جالبی نوشتند


    التماس دعا
    یازهرا...

  • مهدی ندامت
  • سلام خیلی مطالب وبتون خوب بودند.
    اگر براتون مقدوره با هم تبادیل لینک داشته باشیم (پیوند).
    nedamat.blog.ir
    پاسخ:
    سلام
    خواهش میکنم
    بله مقدوره! به هم پیوستیم برادر
  • پیمان پورجبار
  • سلام به برادر عزیزم.
    ذهن این حقیر پر از سوال هست لکن امیدوارم باعث ملال شما نباشم.
    دو سوال دارم که مثل همیشه عجله ای برای جواب گرفتن ندارم فقط بدانم کافیست...
    اول اینکه بنده از یکی از دوستان طلبه شنیده ام این روایت را که در هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) سلاح های آن زمان از کار میافتند و کارزار با شمشیر و تن به تن خواهد بود.خواستم بدانم این قضیه چقدر درست است؟ (البته با عقل ناقص بنده هم جور در میآید =یعنی امکان دارد.).
    سوال دوم اینکه اگر من گناهکار برای فردی که مطمئن هستم از من رتبه معنوی بالاتری دارد و از دنیا رفته است دعا کنم و قرآن بخوانم و طلب مغفرت کنم (با دلیل اینکه خودم اصولا باید بیشتر طالب عفو الهی برای خودم باشم) این اعمالم به آن متوفی میرسد و یا اصولا اثر دارد؟
    باز هم متشکرم از شما و میدانم این سوالات باعث زحمتتان میشود.
    پاسخ:
    سلام و عرض ادب
    برادر عزیزم
    شرمنده بابت تاخیر

    سوال اول نیاز به بحث تخصصی و زمان کافی دارد، اما در حد توان کلیاتی رو عرض میکنم خدمتون:

    اینکه جنگ با شمشیر از همان جنسی که قبلا استفاده میشده باشد، منطقی به نظر نمیرسد! مطمئنا تلاشهای انسانها بی اثر نخواهد بود
    این همه تلاش در عرصه امنیت و ساخت صلاحههای دفاعی، و پیشرفت علمی در این عرصه، بی حاصل نخواهد بود 
    همواره بر امت اسلامی تاکید شده که صلاحهای دفاعی خود را در هر عصر توسعه بدهند 
    در قران هم آیه ای و در روایت نکاتی در این باره بیان شده است

    منطقی نیست که با گذشت این همه زمان و این همه توسعه در عرصه صلاحههای دفاعی، جنگ با شمشیرهای سابق باشد!!!
    این یک نگاه عامیانه می تواند باشد

    همچنین تلاش جمهوری اسلامی ایران در این عرصه خود گواهی بر این موضوع است
    به گفته حضرت آقا ما در ظهور صغری هستیم و نهایت تلاش خود را میکنیم تا در تمام عرصه ها نزدیک به جامعه مهدوی شویم
    خب یکی از عرصه های جامعه مهدوی، امنیت آن است
    باید صلاحهایی باشد که با آن صلاحههای روز هم آوردی کند 
    و این همه توصیه حضرت آقا در عرصه توسعه صلاحههای نظامی به همین خاطر است
    ما زمینه ساز این مسئله هستیم و الحمدلله به توفیقات زیادی هم رسیدیم...

    اما این که امکان دارد صلاحها از کار بیافتد یا نه؟،  این به اذن خداوند و اراده حضرت صاحب به راحتی امکان پذیر است
    حضرت استاد طهرانی حفظه الله یک بار ماجرای زیبایی تعریف کردند
    فرمودند: یک نفر از شیخ نخودکی معروف، سوال کرد که وقتی حضرت بیاید چطور صلاحها از کار می افتد؟!
    شیخ حسنعلی نخودکی این عارف بزرگ، زیرانداز زیر پایشان را کنار زدند و میخی در زمین کوبیدند
    بعد به حضار گفتند ب خیابان بروید و مشاهده کنید!
    وقتی رفتند دیدند تمام ماشینهای آن اطراف از کار افتاده است و راننده ها مشغول تعمیر و چاره جویی
    بعد که برگشتند محضر شیخ نخودکی، ایشان فرمودند:
    من نخودکی به اذن خدواند این کار را میکنم، چه برسد به امام زمان عجل الله...

    اللهم عجل لولیک الفرج...


    سوال دومی که درباره دعا و گناه و انسانهای مومن فرمودید:
    چند نکته دارد
    اول اینکه ما موظف به دعا کردن برای خود و دیگران هستیم، و ائمه فرمودند قبل از دعا برای خود برای دیگران دعا کنید
    دوم اینکه فرمودند: با دهانی که گناه نکردید دعا کنید ( یعنی دعا برای دیگران )
    سوم اینکه دعا فقط برای کمبودها و کسریها نیست، بلکه برای افزایش و کمال هم هست

    پس وقتی برای یک انسان بزرگ که با نهایت گنهکاری خودمان برای او دعا میکنیم، این اتفاقها می افتد:

    آن خوبها در قبال دعای ما برای ما دعا میکنند ( پس بهتر است برای آنها دعا کنیم تا توبه هایمان زودتر قبول شود چون برای ما دعا میکنند)
    آنها گناهی ندارند، اما رتبه آنها با دعای ما بالاتر می رود ان شاءالله ( پس بهتر است باز هم دعا کنیم )
    دقت بفرمایید! مستحب است در تشهد بعد از صلوات بگوییم : فتقبل شفاعته و ارفع درجته...

    اصلا صلوات بر محمد و آل محمد، این ذوات معصوم به همین دلایل است
    صلوات که کامل ترین دعاهاست
    هم استغفار است برای ما... هم استعانت بر آنها است... هم بالا رفتن درجه آنهاست و هم...

    ناگفته نماند که طلب مغفرت برای آنها ایرادی ندارد
    چرا که اصولا گناه آنان با گناه ما فرق دارد
    گناه حقیر سراپا تقصیر شاید همین رذایل اخلاقی باشد
    اما گناه آنان مثلا ترک نماز شب باشد همان ترک اولی و...

    پس طلب مغفرت هم برای آنان خوب است

    درکل باید مدل و محتوای دعا را در نظر گرفت!

    حقیر شخصا قلبا راضی نمیشوم که برای آنها طلب مغفرت بکنم، معمولا تحیت و سلام میفرستم فقط...
    مثل شهدا که سر مزارشان فقط میتوانم صلوات هدیه کنم برایشان و حتی فاتحه هم نمیخوانم، که آنان باید بر من گنهکار فاتحه بخوانند...

    بنده از بچگی املای اسلحه رو اصلحه مینوشتم :))
    الانم طبق عادت اشتباه نوشتم و حوصله درست کردنش رو ندارم :))  !

    ببخشید
    کم ما و کرم شما
    التماس دعا
    یازهرا...

  • از تبار نسیان...
  • سلام بزرگوار..

    میشه یک روش کارآمد معرفی کنید برای حفظ قرآن؟؟

    اصلا بگید از کجا شروع کنم که تندتر پیش برم و سرعت بهم بده.
    از وسط شروع کنم ایرادی داره؟

    یک روشی که انگیزم زیاد بشه...

    چقدر بشنوم؟
    چقدر بخونم؟


    پاسخ:
    سلام علیک
    ببخشید بابت تاخیر

    ان شاءالله اگه تصمیم قطعی دارید باید تمام حاشیه های زندگی رو بذارید کنار
    خیلی جدی و هدفمند

    بهتره از اول قرآن شروع کنید

    از روزی سه خط شروع کنید، تا وقتی که حداقل ده صفحه حفظ کنید
    اگه مشکلی در روند حفظ نبود و میشد سرعت رو بیشتر کنید و روزی 5 خط
    اگه تا جزء یک 5 خط روزی حفظ کردید و روند خوبی داشتید، جزء دو رو با روزی نصف صفحه شروع کنید
    دیگه تغییری ندید تا اینکه سه یا چهار جزء حفظ بشید

    بعد از این مدت اگه محفوظات گذشته قوی بود
    و فرصت کافی برای حفظ روزی یک صفحه داشتید و توانایی انجام و همچنین مرور روزانه رو داشتید، کارتون رو با روزی یک صفحه ادامه بدید تا بعد ببینیم چی میشه...

    پیشنهاد بنده برای افرادی که از سن 22 یا 23 عبور کردند، سرعت پایین حفظ اما مفهومی و تفسیریه...
    اما برای افرادی که زیر این سن هستند، فقط حفظ آیات عربی و بعد توجه به معانی در حد ترجمه ست...

    بهترین زمان رو در روز بذارید برای حفظ! بعضیها آخر شب موفق ترند! بعضیها هم ظهر! اما بهترین وقت حفظ کردن، صبح زود است.

    خب، آیات رو باید تقطیع کنید و هر قسمت رو جداگانه حفظ کنید و بعد به هم ترکیبشون کنید
    هر قسمت رو 3 مرتبه یا 5 مرتبه، ابتدا اول از روی قرآن و مرتبه دوم از حفظ
    بعد از حفظ دقیق قسمت بعدی رو به همین روش انجام میدین
    وقتی این کار انجام شد، دو قسمت بعدی رو با هم 3 مرتبه یا 5 مرتبه تکرار میکنید، ان شاءالله...

    شاید یک آیه به دو بخش تقسیم بشه، و شاید هم به قسمتهای بیشتر!
    برای تقطیع آیات به نکات تجویدی علامتهای وقف و معنا دقت کنید

    مثلا:
    واذکرو الله فی ایام معدودات فمن تعجل فی یومین فلا اثم علیه و من تاخر فلا اثم علیه لمن اتقی واتقواالله واعلموا انکم الیه تحشرن:

    واذکروا الله فی ایام معدودات (سه مرتبه از رو، سه مرتبه از حفظ)
    فمن تعجل فی یومین فلا اثم علیه (سه مرتبه از رو و بعد سه مرتبه از حفظ)
    حالا دو بخش قبلی رو با هم سه مرتبه از حفظ ( اگر نیاز بود از رو هم سه مرتبه و بعد از حفظ)
    ادامه:
    و من تاخر فلا اثم علیه لمن اتقی ( سه مرتبه از رو ، سه مرتبه از حفظ)
    حالا بخش اول و دوم و سوم رو سه مرتبه...
    ادامه:
    واتقوالله و اعلموا ( سه مرتبه...)
    حالا بخش اول و دوم و سمو و چهارم سه مرتبه...
    ادامه:
    انکم الیه تحشرون ( تمام نکاتی که قبلا گفته شد)

    این روش رو باید برای حفظ هر آیه انجام بدید ( البته بعضیها کمتر بیشتر میتونن، بعضیها کل آیه رو از اول حفظ میکنن ) ببینید چطور راحت تر هستین

    خب برای مرور ، یک مرور روزانه و یک مرور برای چند روز گذشته
    مرور روزانه: حداقل روزی دوبار و حداکثر روزی سه مرتبیه! اگه زمان مرور رو بذارید بعد از هر نماز جماعت و آخر شب میشه چهاربار در روز
    اگه نوبتش ظهر و شب باشه میشه سه بار ( اینو با وقت و استعدادتون تنظیم کنید)

    مرور رو باید برای هر آیه که حفظ کردید، بدون تقطیع، سه بار از حفظ بحونید، اگه مشکلی نبود نیاز نیست از روی قرآن مرور کنید
    این کار رو برای هر روز حفظ جدید انجام بدید

    اما مرور دوم برای هر چن روزه
    در هفته یا در هر 15 روز یا هرمقداری که صلاح میدونید، یک مرتبه هر وقت از روز، صفحات گذشته حفظ رو انجام میدید

    پس هر روز سه نوبت مرور به نحوی که گفته شد
    و در هفته یا 10 پانزده روز یک مرور کلی

    صوت گوش کنید برای آشنایی ذهن یا برای رفع ایرادات تجوید
    وگرنه اگر با آهنگ و ریتم قاری عادت کنید و حفظ رو انجام بدید، در آینده به مشکل بر میخورین...
    گوش کردن صوت قاریان رو قاطی بحث حفظ نکنید به هیچ وجه

    اگه سوالی بود یا بد توضیح داده بودم، مشخصا سوال کنید تا دوباره بهتر عرض کنم

    فراموش نکنیم که ما قرآن حفظ نمیکنیم
    قرآن مارو حفظ میکنه
    و همه کارهایمان لله است ان شاءالله...

    یازهرا
  • از تبار نسیان...
  • سلام..
    خیلی ممنون برای توضیحتون.
    خیلی خوب شد گفتید با صوت عادت نکنم،چون واقعا فکر میکردم اگه بیشتر با صوت باشه خیلی بهتره.
    سوالی نیست.
    ان شاء الله که برسم به جایی که قرآن با گوشت و خونم آمیخته بشه.
    اجرتون با امام زمان.
    پاسخ:
    سلام
    بله قرآن
    همان بزرگترین معجزه خداوند متعال که بزرگترین منجی عالم بشریت قراره بیاد و به شکل حقیقی بیانش کنه و سنتهاشو زنده کنه
    ان شاءالله به زودی
    سلامت باشید
  • پیمان پورجبار
  • سلام به برادر عزیزم.خیلی ممنونم که جواب دادید.بنده را شرمنده کردید.اجرتان با خدا باشد ان شاالله.
    پاسخ:
    سلام، عرض ادب...
    سلامت باشید، وظیفه ست...
    سلام
    سر بزنید لطفا

    http://misaq213.blog.ir/post/%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%A8-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D8%A7
    پاسخ:
    سلام
    ان شاءالله
    سلام علیکم
    طاعاتتون قبول
    دوتا سوال دارم:

    اگر روزه ای از ماه مبارک بر گردن شما باشه که عمدی نبوده،دادن کفاره کافیه یا حتما باید قضای روزه گرفته بشه؟ و اینکه قضای روزه مهلت داره؟ یعنی تا قبل از ماه رمضان سال بعدی باید انجام بشه حتما؟
    اونهایی که از سالهای قبلی مونده حکمش چیه؟

    2. یه فردی محل کارش تو یه شهر دیگه است که نمازش شکسته میشه،حالا این فرد که صبح از وطن خودش بیرون میره و بعد از ظهر وارد میشه چطور میتونه روزه بگیره؟
    پاسخ:
    علیکم السلام
    خیلی ممنون، همچنین طاعات و عبادات شما...

    چند نکته درباره سوال اول:
    الف:
    در کل قضای روزه رو باید به جا آورد و کفاره روزه علاوه بر قضای روزه ست، مگر در سه صورت که فقط کفاره کافیست:
    1- کسی که به سبب پیری، روزه گرفتن برایش مشقت دارد و بعد از ماه رمضان هم قضای آن را نمی تواند بجا آورد.
    2- مرضی دارد که زیاد تشنه می شود و روزه گرفتن برایش مشقت دارد و بعد از ماه مبارک هم نمی تواند قضای آن را به جا بیاورد.
    3- به سبب بیماری نتواند روزه بگیرد و بیماری تا سال بعد طول بکشد و اگر تا چندین سال بیماری طول بکشد، فقط قضای سال آخر را باید بجا بیاورد و برای سالهای قبل از سال آخر کفاره بدهد کافیست.
    پس در غیر این موارد قضای روزه باید گرفته شود.

    ب: 
    اگر عمدا روزه نرفته یا عمدا روزه را باطل کرده باید هم کفاره بدهد و هم قضای آن را بجا آورد. اگر غیر عمدی بوده یا باید قضا کند یا کفاره بدهد که هرکدام شرایط خودش رو داره که مجال توضیحش نیست.

    پ:
    1- لازم نیست قضای روزه را فورا بجا آورد ولی بنا بر احتیاط واجب باید تا سال بعد بگیرد.
    2-  کسی که چند سال روزه قضا دارد، بین مراجع اختلاف نطر جزیی وجود داره ولی همه متفق القول گفتند بجا آوردن روزه سال آخر در اولویت هست. بعضیها گفتن واجبه بعضیها گفتند مستحب و...
    3- اگر چند سال قضا داره، تکلیف همان که هست، یعنی جریمه ای مازاد نداره براش هرچند بعد از چند سال کفاره یا قضای روزه رو انجام بده.

    و اما سوال دوم:
    اگه قبل از ظهر از وطنش خارج بشه، همین که به حد ترخص وطنش رسید، روزه ش باطل میشه، و اگه قبل از رسیدن به حد ترخص روزه رو باطل کنه، بنا بر احتیاط واجب کفاره هم بهش تعلق میگیره.
    اگه بعد از ظهر به مسافرت بره روزه ش صحیحه و نباید باطل کنه.

    بحث ورود به وطن یا قصد ده روز و اینها هم که شرایط خاص خودش رو داره.

    ان شاءالله خداوند متعال به هممون توفیق عبادت و بندگی حقیقی و شناخت احکام و معارفش رو عنایت بفرماید.

    خیلی ممنونم به جهت اینکه دوباره این قسمت وبلاگ حقیر رو فعال کردید
    رونق این بخش به حضور و سوال شما بزرگوارانه
    اجرکم عندالله
    یاعلی...

    سلام
    خدا خیرتون بده،خیر و برکت و ایمان و عمل روزافزون ان شاء الله
    انقدری که وسیله ی راهنمایی من شدید...
    هنوز پاسخ سوالات قبلیم رو میخونم بهره میبرم.
    ان شاء الله که هرگز به آفت غرور دچار نشید.

    یا علی علیه السلام
    پاسخ:
    سلام علیکم
    بزرگوارید
    وظیفه ست
    کمترین کاری که از حقیر سراپا تقصیر برمیاد

    این شما هستید که خوب استفاده میکنید از معارف اهل بیت و قرآن کریم
    وگرنه حقیر که هنوز دارم درجا میزنم و ...

    غرور بدجوری آدم رو زمین میزنه، بدجور...
    ممنونم بابت دعای خوب و خیرتان
    یازهرا...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">