رشحات...

سلمانها درحالی که کافر بودند حرکتشان آنان را به رسول منتهی کرد!و زبیرها درحالی که با رسول بودند، رکودشان آنها را به کفر پیوند زد. (ع ص)

رشحات...

سلمانها درحالی که کافر بودند حرکتشان آنان را به رسول منتهی کرد!و زبیرها درحالی که با رسول بودند، رکودشان آنها را به کفر پیوند زد. (ع ص)

رشحات...

انسانی که "درونش" خالی باشد از خداوند
خواسته یا ناخواسته متوجه "بیرون" خواهد شد
وقتی متوجه بیرون شد، محو در "تکثر" خواهد شد
وقتی محو تکثر شد، مست "شهوات" خواهد شد
وقتی مست شهوات شد، از "راه" گم خواهد شد
وقتی از راه گم شد؛
تشخیص "حق و باطل" برایش دشوار خواهد شد

الهی! خالی از نورم مکن، دورم نکن...

.....................

دست بر نقصم زد و سالم شدم
بر در میخانه اش خادم شدم
گفت ساقی: خالص یک رنگ نه ای!
زین سخن لرزیدم و نادم شدم...

...................

قدم بر دیدگان حقیر بذارید در بخش حلقه معرفت مجازی!
لینکهای وبلاگ به معنای تایید محتوای آنها نیست !
اجرکم عندالله

...................

1- طلبه بودن به این نیست که اسمت
توی مرکز مدیریت ثبت باشه و شهریه بگیری!

2- میگن طلبه ها سرباز امام زمانند...
میگم طلبه ها اگه طلبه باشند، بله
وگرنه سربار امام زمانند!
و من الله توفیق
یهدی من یشاء الی صراط مستقیم

و طلبگی فقط به لباس نیست!
بلکه به نوکر واقعی بودنه...
یاعلی...
smm.hadielahi@gmail.com
( نادم )

پیوندها

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

و شهادت هنر مردان خداست1


همانهایی که زیباترین تصویر عالم را خلق میکنند 2


چراکه رنگِ نیتشان صبغة الله3 است و  تلاششان درطول زندگی لله...4 

و دلیل عند ربهم یرزقون5 شدنشان هم همین است...


1- الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا... ( براستی استقامت در راه خدا بهترین هنرهاست... )

2- ان الذین ءامنوا و هاجروا و جاهدو فی سبیل الله اولئک یرجون رحمةالله ( براستی اینگونه عشق بازی دوطرفه بهترین تصاویر است...)

3-  صبغة الله... ( براستی بهترین رنگها رنگ خداییست... )

4- قل ان صلوتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین ( براستی ذکری که به مرحله عمل برسد انسان را بالا می برد... )

5- ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون ( براستی زندگی حقیقی یعنی شهادت... )


+ اللهم ارزقنا...
++ الا ان نصر الله قریب...
+++ التماس دعا...

                     یارب الحسین بحق الحسین اشف صدرالحسین بظهور الحجة
  • ذره ی ناچیز

الهی!

مرا تو می خواهی

مرا تو می خوانی

چرا نمی فهمم، چرا نمی بینم!


سرم ندارد هوش

دلم ندارد گوش !

من از وجود تو

تو در وجود من

من از تو آزادم

رها و آبادم

چرا نمی فهمم، چرا نمی بینم؟


برای فهم من

نشانه می ذاری...

تو هم نفس با باد

ترانه می خوانی

تو در دل باران، جوانه می گیری!

تو در دل شبها

تو در سحر هستی

غروب هر روزی

طلوع هر فجری

به جسم هر شیئی، تو در نظر هستی!

من از تو دورم، تو

نزدیک تر از رگ...

چرا نمی فهمم، چرا نمی بینم؟


نه عاشقت بودم     

نه لایقت هستم   

ولی تو داداری، مرا هوا داری!

دوباره می خوانی:

که عاشقم هستی...

چرا نمی فهمم، چرا نمی بینم!؟



الهی ! العفو... التوبة... من جمیع جرمی و معصیتی و اسرافی علی نفسی...


یارب الحسین بحق الحسین اشف صدرالحسین بظهورالحجة

 

 

  • ذره ی ناچیز