رشحات...

سلمانها درحالی که کافر بودند حرکتشان آنان را به رسول منتهی کرد!و زبیرها درحالی که با رسول بودند، رکودشان آنها را به کفر پیوند زد. (ع ص)

رشحات...

سلمانها درحالی که کافر بودند حرکتشان آنان را به رسول منتهی کرد!و زبیرها درحالی که با رسول بودند، رکودشان آنها را به کفر پیوند زد. (ع ص)

رشحات...

انسانی که "درونش" خالی باشد از خداوند
خواسته یا ناخواسته متوجه "بیرون" خواهد شد
وقتی متوجه بیرون شد، محو در "تکثر" خواهد شد
وقتی محو تکثر شد، مست "شهوات" خواهد شد
وقتی مست شهوات شد، از "راه" گم خواهد شد
وقتی از راه گم شد؛
تشخیص "حق و باطل" برایش دشوار خواهد شد

الهی! خالی از نورم مکن، دورم نکن...

.....................

دست بر نقصم زد و سالم شدم
بر در میخانه اش خادم شدم
گفت ساقی: خالص یک رنگ نه ای!
زین سخن لرزیدم و نادم شدم...

...................

قدم بر دیدگان حقیر بذارید در بخش حلقه معرفت مجازی!
لینکهای وبلاگ به معنای تایید محتوای آنها نیست !
اجرکم عندالله

...................

1- طلبه بودن به این نیست که اسمت
توی مرکز مدیریت ثبت باشه و شهریه بگیری!

2- میگن طلبه ها سرباز امام زمانند...
میگم طلبه ها اگه طلبه باشند، بله
وگرنه سربار امام زمانند!
و من الله توفیق
یهدی من یشاء الی صراط مستقیم

و طلبگی فقط به لباس نیست!
بلکه به نوکر واقعی بودنه...
یاعلی...
smm.hadielahi@gmail.com
( نادم )

پیوندها

۲۵ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

شکر خدا که راه خراسان گرفته است

آن ضامنی که آهوی ایران گرفته است

پایان شام سیه باز میشود سپید

گویا دوباره ناله ی سلمان گرفته است

آقا اجازه تا بنویسم ز خوبی ات

خوبی که دستهای فراوان گرفته است

صابر، زکی، وفی و رضا ذره ای از آن

وجه اللهی که نور ز سبحان گرفته است

نقشی که جا گرفته به انگشتر شما

حال نفس ز لشگر شیطان گرفته است

کردی حرام گریه به جز گریه بر حسین

تشنه لبی که رونق باران گرفته است

نورالهدی به کشور جانم خوش آمدی

جانی که از وجود شما جان گرفته است

بی مایه ای که عزت و فخر تمام از

خاک قدوم حضرت سلطان گرفته است

(نادم) همان گدای فراموش کارتان

شکر خدا که راه خراسان گرفته است

1393


یارب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین 


telegram.me/resalat314

  • ذره ی ناچیز

الهی!

مرا تو می خواهی

مرا تو می خوانی

چرا نمی فهمم، چرا نمی بینم!


سرم ندارد هوش

دلم ندارد گوش !

من از وجود تو

تو در وجود من

من از تو آزادم

رها و آبادم

چرا نمی فهمم، چرا نمی بینم؟


برای فهم من

نشانه می ذاری...

تو هم نفس با باد

ترانه می خوانی

تو در دل باران، جوانه می گیری!

تو در دل شبها

تو در سحر هستی

غروب هر روزی

طلوع هر فجری

به جسم هر شیئی، تو در نظر هستی!

من از تو دورم، تو

نزدیک تر از رگ...

چرا نمی فهمم، چرا نمی بینم؟


نه عاشقت بودم     

نه لایقت هستم   

ولی تو داداری، مرا هوا داری!

دوباره می خوانی:

که عاشقم هستی...

چرا نمی فهمم، چرا نمی بینم!؟



الهی ! العفو... التوبة... من جمیع جرمی و معصیتی و اسرافی علی نفسی...


یارب الحسین بحق الحسین اشف صدرالحسین بظهورالحجة

 

 

  • ذره ی ناچیز

(( هو الشهید ))


وای بر ما که ز تو فاصله داریم هنوز

در لجن بازی دنیا گله داریم هنوز

گرکه پای سفرت پشت سبک می خواهد

برخلاف جهتت قافله داریم هنوز

دستهامان شده چنگال زمین گیر عجب!

چشمها گشنه به سرها سَله داریم هنوز

بین بازی سیاست پَرِ افتاده شدیم

چشم امید به هر غائله داریم هنوز

عاشق کوی تو مقتول نباید باشد

در رباط دل خود قاتله داریم هنوز

گفته بودی نخوریم آنچه خماری آرد!

میل مزمزه ی آن شاکَلَه داریم هنوز

ما جنینیم جنینیم جنینیم در این ظلمت شب

بوسه بر دست همان قابله داریم هنوز !

یک دل مانده ز هرجا سبب نزدیکیست

در نهانخانه، دلِ صد دله داریم هنوز

لذت و شادی و جان مایه ی هر آهنگی

مانده ام بی تو چرا حوصله داریم هنوز

هر رهی جز رهِ تو بوی جهنم دارد

اسب خوش پا و چموش و یله داریم هنوز

قید هر چیز به جز قید تو را باید زد

پس چرا چشم به هر سو دله داریم هنوز

گفته بودی: نه بگوییم به هر خواسته ای

برخلاف نظرت ما بله داریم هنوز !

رمی کردیم پس از طوف و خدا می داند

نزد ارباب شیاطین صِله داریم هنوز

گرکه تو صاحب دعوایی و قاضی الله

پیش شاهد سند باطله داریم هنوز

گرچه دوریم ولی باز تو را می خواهیم

این ارادت ز گِل شاکله داریم هنوز

( نادم ) و خسته و خشکیده تر از هر وقتیم

وای بر ما که ز تو فاصله داریم هنوز...


تابستان 94




حضرت آقا : انتظار یک عمل است، بی عملی نیست...


+ انتظار فقط یک حالت درونی نیست، باید از درون به برون سرایت کند و رفتار و جهات زندگی ما را شکل دهد...

++ ارزش انتطار به زمینه و دلیل انتطار، وسعت و سنخیت با دلیل انتظار بستگی دارد...


                           الهی! ما را از منتظران حقیقی حضرت قرار بده


                                               یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة


  • ذره ی ناچیز

سلام و تبریک...

به مناسبت میلاد مولی الموحدین، امام المومنین، والی الولی، قاهر العدو، مظهرالعجائب، مرتض علی علیه اسلام

دو شعر قدیمی از دفتر بی مایه ای بی قرار، پیش کش نگاه مولا حضرت صاحب الزمان و منتظرانش...



مولود کعبه

روز و شب دارم به لب شکر خداوند جلی

چون که من هستم گدای خانه زادت یاعلی

وصف توگویم ولیکن خوب میدانم  کم است

گرکه اقیانوس ها  وصفت بگویم چون نم  است

گشته ای مولود کعبه ، می کند او سروری

تا ابد  بنموده  حق  بازار او  پر مشتری

مرد مردان نان و خرما دردل شب پشت تو

پهلوانان  ریزه خوار  یک سر  انگشت تو

یک  اشاره  سوی  خیبر کردی  و  نابود  شد

شد عدم هرچه نگفتی، هرچه گفتی بود شد

یا علی  وصف  تو  و این  کمترین مایه ی  پست

دل بگفت و دست نوشت و جان فدایت هرچه هست

یا علی بردی دل (نادم) به یغما ، دلبری

من  یقین  دارم  شفیع شیعه  روز محشری

........................................................


پرچم حیدر..

دین حق باشد یکی درهر زمان اسلام ناب

فرقه بازی  بس بُوَد  ، مولا فقط  ابوتراب

ای مسیحی ،ای یهودی،اهل بدعت این بدان

اندکی  باقی است  تا منجی ما  گردد عیان

شیعه عالم رابه دست گیرد به لطف کردگار

پرچم  حیدر  بلند است  با غرور  و  افتخار

ای که در غفلت نشستی وهم جنت در سرت

بی ولای مرتضی  سوزد  به دوزخ پیکرت

هر که باحیدر نباشد بی حیات و بی دل است

کافر است، خارج ز انسان، بی حیاء و باطل است

گر که ( نادم ) جان فشاند بهر  عشقش بهتر است

در قیامت شیعه شاداست چون امامش حیدراست


+ در حدیث منزلت امیرالمومنین به نورانیت، ایشان به ابوذر می فرمایند: اولنا محمد، اوسطنا محمد، و آخرنا محمد...

احدیث بسیار زیبا و دلنشین و پر از حقایق و معتبر، پیشنهاد میکنم حتما مطالعه بفرمایید


+ میلاد مولا رو تبریک میگم و ان شاءالله حتما به وبلاگ دوستان بزرگوار سر میزنم در اولین فرصت. التماس دعا...


                                 یارب الحسین بحق الحسین اشف صدرالحسین بظهورالحجة

  • ذره ی ناچیز

بیا یابن الحسن صاحب تویی تو

چرا از دیدگان غایب تویی تو

دل من کلبه ای ویرانه گشته

تو را گم کرده و دیوانه گشته

بیا ای یوسف زهرای اطهر

که بر پایت شوم چون لاله پرپر

بیا و عالمی را کن مصفا

دل مضطر ما را کن مداوا...


ببین مرغ دلم گوشه نشسته

زهجر و دوریت بالم شکسته

ببین شیطان مرا با خود کشانده

به قلبم نیزه ی عصیان نشانده

نما یک گوشه ی چشمی به این دل

که کشتی ام شکسته مانده در گل...


دل تاریک ما را کن منور

جهان را با قدومت کن معطر

ببین ظلم و فساد و جور دشمن

بیا این خصم را از ریشه برکن...


دلی گم کرده ام می جویم اورا

به اشک دیده ام می شویم اورا

دل من باصفا و بی ریا بود

تجلی خانه ی عشق خدا بود

به اشک روضه های کربلایی

دوباره می شود این دل خدایی

به اشک زینبی شستم دلم را

دوباره یافتم بال و پرم را...


دل من سوز و میل آه دارد

حزین است صاحبی در راه دارد

وجودم عاشق دلدار گشته

اسیر صاحب این دار گشته

دهانم از برای تو سراید

زخود پستی پلیدی را زداید

دلم چون پاک شد جای تو باشد

تنم فرش ره پای تو باشد

کمک کن راه حق را با تو پویم

کثیفی دل از نورت بشویم

بیا تا اذن میدان از تو گیرم

که بی دست، بی سر و عریان بمیرم...


بگیر این دل برای خود نگه دار

که دیگر قول داده باشدت یار

من از غفلت دگر بیدار گشتم

زخصم و دشمنت بیزار گشتم

من از عشق شما هوشیار گشتم

ندیده چهره ات بیمار گشتم

 دل من گشته سیراب ولایت

زجان و دل کنم مولا صدایت...


مجاهد بی تو شمشیری ندارد

موذن بی تو تکبیری ندارد

دل من بی تو جانانی ندارد

مسلمان بی تو ایمانی ندارد

خدا باشد مرا یار و مددکار

اگر باشم تورا هم یاروغمخوار...


دل من بازگشته از خیانت

دل من تا ابد نزدت امانت

دهم قولی به تو صاحب زمانم

به راه عشق تو خالص بمانم

بدون تو زنم تیشه به ریشه

دل نادم به تو نازد همیشه...


حدودا سال 84


عکس از وبلاگ: یاد ایام


+1 دلم نوای تو دارد نوای آمدنت                         رسد به گوش دل و جان صدای آمدنت

   اگر که بلبل و گل بر چمن صفا بخشند              نه گل بخواهم و بلبل صفای آمدنت

   همچون عزای خون خدا شاه لب تشنه             آتش زده به ساقه و برگم عزای آمدنت

   دارد سوال نادم تو، پاسخش بده آقا !!!             آیا دهد کفاف عمرم به پای آمدنت ؟!    


+2 الهی! فانک قلت و قولک الحق، ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی ناس

     اون هم انواع مختلف فرهنگی ، اقتصادی ، نظامی و ابعاد مختلف اجتماعی و...

     هم به وسیله کفار و هم به وسیله مشرکین و منافقین و هم دولتهای اسلامی و حتی شیعی!

     و هم نامردیهای مدعیانی همچون من!

     دیگه وقتش نرسیده زمین رو پر از عدل کنی همینطور که پر از ظلم و جور شده ؟!

     الهی! عاشورای امسال در راه است، و چه عاشورایی می تواند باشد...


+3 چند ماهی نمیتونم خدمت بزرگواران باشم، عذرخواهم، بعدش هم مثل الان هیچی معلوم نیست! التماس دعا...


    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد و آخر تابع له علی ذلک، لعنت بر آل سعود اخ الیهود


                                                                    یارب الحسین بحق الحسین اشف صدرالحسین بظهورالحجة

  • ذره ی ناچیز